دلخوشی

شایدخیلی چیزهاروتویکسال گذشته ازدست دادم

دارم سعی میکنم چیزهایی وکه هنوزدارم حفظ کنم تادلخوشی داشته باشم

باچیزهایی که دارم به خودم انگیزه میدم تابتونم روپاهام بایستم

برای چندمین باردست بذارم روزانوهام بگم یاعلی

قدرکسایی که دوستم دارن بدونم

کسایی که اگه دوروزازمن خبری نشه دلتنگم میشن

خیلی واضح میگن دلم برات تنگ شده بود

بعدبشینی واسش بگی وبگی وبگی...

ازدردهات بگی واسش

ازدلخوشی هات بگی

فقط گوش کنه حتی اگه ازدستش کاری برنیادهمین که همراهمه ممنونش هستم

ببین دوستم توتنهاکسی هستی که وقتی ازدردم میگم دردهات یادت نمیاد

نمیگی منم همین دردوفلان موقع داشتم

توتنهاکسی بودی که توتمام مرحله به مرحله ی این سختی هاکنارم بودی

خیلی هابهم زخم زدن

مرحم نبودن

ازتوبهم نزدیک تربودن اماقدمی برنداشتن

گفتن مشکلت مال خودت

توتنهاکسی بودی که فهمیدی مشکلم خیلی بزرگه بایدبه دادم برسی

چه به موقع دستم وگرفتی بلندم کردی قدم به قدم بامنی

چه خواهرانه کنارم ایستادی

وقتی کاردبه استخونم رسیدفریادکشیدم کمک خواستم اونم عاجزانه باالتماس

امااطرافیان صدامونمیشنیدن

یاشایدهم نمیخواستن بشنون

چقدرواضح گفتم نیازبه کمک دارم امانشنیدن!چقدرخنده داربودکه به کسایی دل بسته بودم که دل خون شده من وندیدن

ممنون که خداتوروسرراهم قراردادممنون که کنارم هستی

من خجالت زده رو ماه توهستم

وقتی میگی دلم برات تنگ شده

هرگزمحبتی که ۴ماه پیش برام کردی یادم نمیره 

تو۲۲ساله همراهمی روی ماه تومیبوسم

دلخوشی یعنی یکی لحظه به لحظه همراهت باشه بگه نگران نباش هواتودارم

خدایاممنونم بابت همچین فرشته ای که سرراهم گذاشتی 

 

   + آیناز - ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/۱/۱٤