دخترگلی

سلام

امروزازبچه هام مینویسم مثل قبل

پسرکه حسابی مردشده یک قدخیلی بلند178قدشه چیزی نمونده به باباش برسه ازمن که خیلی وقته گذشته خجالت

ورزشکاروهیکل تراشیده خودش میدرخشه ماچ

دخترکوچولوی نازی واسی خودش خانومی شده

حرفهای گنده گنده میزنه

ماسه تاتمام انرژی مثبت وازاین نازبانو میگیریم شادی بخش خونه ماست

خیلی وقتها بهش میگم نازی ممنون که هستی

اون درجواب میگه خواهش میکنم قابلی نداشتقهقهه

نازی دیگه باکلی حرف آماده توآستینش

ازدست نازی نمیشه روزمین درازکشید

همیشه بایدرو مبل درازبکشیم

روزمین که درازبکشیم نازی بهمون آویزونه انقدرازمون بالا وپایین میره که وقتی بلندمیشیم کلی احساس کوفتگی میکنیم

دیروزاومدیکم درازبکشم خستگیم دربره

باتن خسته و همراباکوفتگی بلندشدمخمیازه

پسراین روزها امتحان داره

خداروشکرازخط نوجوانی سرافرازبیرون اومدومشکل جدی براش پیش نیومد

چقدرحس خوبی دارم

این روزها بایه پسر17ساله ویه دختر3ساله

وخوشحالترم که این روزها پسرهمه جاکنارپدرحضورداره وپدرش میتونه روش حساب کنه

کنارمنم دخترکوچولوی نازنازی بغلقلبماچ

لذت زندگی یعنی همه ی اینا

وقتی میریم پارک من وهمسرقدم میزنیممژه

پسردنبال نازی میدوه

نازی باشیطنت جیغ میکشه ومیخنده که داداشش دنبالشهخنده

داداشش هم صداش میکنه نازی وایسادنبالش میدوهعصبانی

وقتهایی هم که دادشی ازدست آجی شیطونش خسته میشه بغلش میکنه چون واسش راحتره نیشخند

این روزهارو دوست دارم قلب

خدایاممنونم قلب

 

   + آیناز - ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢۱